پست‌ها

نه به نام من: تجمع جنگ طلبان ضد مردم آمریکا در واشنگتن

 همان‌طور که نگران بودیم، جنگ شدت گرفته است. ویرانی و مرگ به اندازه کافی دلخراش است اما چیزی که افزون بر همه دل آزار است، دیدن گروهی افراد گمراه است که به واشینگتن می‌روند تا از ترامپ تشکر کنند. و در چه روزی؟ درست روز بعد از آن که میلیون‌ها نفر در آمریکا علیه او شعار «نه به پادشاه» دادند! این یک توهین آشکار به مردم آمریکا، یک مخالفت مستقیم با مردم آمریکا است. به همین دلیل، این تجمعات، نه در واشنگتن، که باید در تهران برگزار شود، جائی که عمو ترامپ شان هر روز و شب بمباران اش می‌کند. بدترین شان رضا پهلوی است که تنها هدفش تاجگذاری بر روی اجساد مردم است. او در همان روز برگزاری تجمع‌های «نه به پادشاه»، در سی‌پک سخنرانی «مرسی ترامپ» اش را ایراد کرد. به این افراد گمراه: تجمع کنید، از ترامپ تشکر کنید، بر روی جنازه‌ها برقصید، هر چه می‌خواهید بگویید، فقط نه به نام من! به سایرین: اجازه ندهیم جمعی گمراه به اسم ما مهر تایید به جنگ و بیخانمانی بزند، از ترامپ بخاطر کشتن ما تشکر کند و به میلیون‌ها آمریکائی دهن کجی کند، به جامعه بگوئیم که این اقلیت ناچیز ممکن است صدای دلخراش بلندی داشته باشد اما صد...

«اشتباه اول ترامپ شروع جنگ بود، اشتباه بعدیش باختن جنگ به ایران است»

 عباس گویا - ۲۷ مارس ۲۰۲۶  تیتر بالا عنوان مقاله ای در گلوب اند میل کانادا بود که بشکل موجزی موضع هیئت حاکمه آمریکا و کلا غرب را در مورد جنگ بیان می‌کند. مستقل از اهداف اولیه آمریکا برای شروع جنگ، که قطعا تغییر پیدا کرده اند، و علیرغم صدمات مهلک به نیروهای هوائی و دریائی ج ا و با وجود کشته شدن خامنه ای و تنی چند از بالاترین مقامات نظامی سیاسی ایران ... بستن تنگه هرمز و موشک‌ پرانی سپاه به کشورهای خلیج‌، برگهای برنده ایران در مقابل آمریکا شدند طوریکه امروز آمریکا یا مجبور به عقب نشینی یا تشدید جنگ در سطوح خشونت بارتری شده است. مضحکه ترامپ مبنی بر «مذاکرات» با ایران در لیستهای ۱۵ و ۵ ماده ای آرزوهای دو طرف قابل مشاهده است. فاصله آن خواستهای متضاد را تنها با قیاس سال نوری می‌توان سنجید، توافق در حال حاضر غیر ممکن است. حال فاکتور ترامپ را هم که به مجموعه بالا بیافزاییم، هر دو حالت عقب نشینی یا تشدید جنگ محتمل است. در صورت عقب نشینی آمریکا، دور جاری جنگ عملا بمعنی شکست آمریکا خواهد بود و جمهوری اسلامی بی تردید بسوی ساخت بمب اتم خیز برمیدارد که بنوبه خود دستاویزی برای دور جدیدی از ج...

اگر جنگ امروز تمام شود، برنده کیست، بازنده کیست؟

  عباس گویا – ٢٣ مارس ٢٠٢٦ حرف آخر را از همین ابتدا بزنیم: این جنگ تا زمانی که به هدف واقعی‌اش نرسد، تمام نشده است. نه آن‌طور که آمریکا می‌گوید، معیار پیروزی جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم است، نه نابودی موشک‌های دوربرد و نه انهدام کارخانه‌های پهپاد. و نه آن‌طور که جمهوری اسلامی تبلیغ می‌کند، معیار پیروزی صرفاً جان سالم به در بردن اش از این جنگ است. حقیقت را باید عریان گفت: معیار پیروزی برای هر دو طرف، مهار و درهم شکستن خیزش زحمتکشان است. * پرسش اینجاست: آیا توانسته‌اند؟ پاسخ هنوز در میدان جنگ نوشته نمی‌شود، بلکه در خیابان‌ها و محل های کار فردای آن تعیین خواهد شد. اگر زحمتکشان - که برای کسب قدرت سیاسی به پا خاسته‌اند - به خانه رانده شوند، یا اگر اعتراضشان در مسیر آلترناتیوهای مطلوب آمریکا-اسرائیل منحرف شود، آن‌وقت است که باید گفت این جنگ را آمریکا-اسرائیل-جمهوری اسلامی برده‌اند. چرا چنین احتمالی واقعی است؟ چون سوسیالیسم، در این بزنگاه تاریخی، از صحنه غایب است. نه به‌خاطر سرکوب صرف، بلکه به‌خاطر انفعال، سردرگمی و فرار از مسئولیت. سه حزب مدعی «کمونیسم ک...

مهرنوش موسوی*: در نقد حمایت حزب کمونیست کارگری از تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا

  و یدئویی را از یک نشست یوتیوبی رهبران حزب کمونیست کارگری در باره جنگ دیدم که نکات جالبی داشت. میخواهم به آن بپردازم. بطور مثال حمید تقوایی در نوبتی عنوان میکرد که این جنگ خیلی با جنگهای دیگر فرق میکند یک طرف این جنگ رژیمی است که دهها هزار نفر مردم کشور خودش را در عرض ۴۸ ساعت کشته است. الان در همین جنگ کسی را کشتند که معمار این قتل عام بوده است. اگر خامنه ای نبود، با اختلافاتی که درون این حکومت بود، سازماندهی این قتل عام مقدور نبود. اصغر کریمی میگفت ما کلهم با سلاح هسته ای مخالفیم. اما خیلی فرق میکند کی سلاح هسته ای داشته باشد. آمریکا و اسرائیل هم سلاح هسته ای دارند ولی هیچ دولتی در جهان شعار نابودی یک کشور دیگر را نداده است. کاظم نیکخواه هم در همین ردیف صحبت کرد و گفت که جمهوری اسلامی که سلاح هسته ای دارد فرقش این هست که در عرض چهل و هشت ساعت دهها هزار نفر را کشت. حالا بقیه هم سلاح هسته ای دارند که خب دارند ما که نمیتوانیم برویم دولت پاکستان را سرنگون کنیم. ما با جمهوری اسلامی طرفیم. حمید تقوایی و بقیه میگفتند جنگ اگر تمام بشود، این رژیم آنقدر تضعیف شده که مردم راحت میتوانند او ر...

صف ثبت‌نام گزینه‌های آمریکا

عباس گویا  پس از آن‌که ترامپ، نتانیاهو و اتحادیه اروپا از حمایت رضا پهلوی به‌عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی خودداری کردند، سایر جریان‌های جنگ‌طلب فرصت را غنیمت شمرده و سریعاً در صف ثبت‌نام گزینه های ممکن امریکا قرار گرفتند. در حال حاضر این صف شامل دولت گذار رضا پهلوی | دولت موقت مجاهدین | کنگره آزادی ایران | شبکه فراگیر زن زندگی آزادی میشود. 

در میانه جنگ و نیستی، زندگی و دیگر هیچ. سال نو مبارک!

عباس گویا - ۲۰ مارس ۲۰۲۶ ذهنیتی که در دوران چریکیسم با شعار «عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد» عملاً شادی را تحریم می‌کرد، امسال-- در پی کشتار بزرگ دی‌ماه و در میانه فجایع جنگ جاری -- با شدتی بیشتر و غلظتی بالاتر دوباره خود را بازتولید کرده است. تحریم شادی نه‌تنها هیچ نسبتی با کمونیسم ندارد، بلکه ریشه در ذهنیتی عمیقاً مذهبی دارد. همین ذهنیت را در جمهوری اسلامی، به‌ویژه در دوران جنگ ایران و عراق و جنگ جاری با آمریکا- اسرائیل، به‌روشنی دیده‌ایم: «شهید داده‌ایم، چهارشنبه سوری ممنوع»، «عروسی را به بعد از جنگ موکول کنید»، «جشن تولد نگیرید»، «خانواده‌های شهدا عزادارند، حجاب‌تان را سفت‌تر کنید»، «بلند نخندید که نمک بر زخم‌شان می‌پاشید». خلاصه اینکه شادی تعطیل، جنب‌وجوش و سرزندگی ممنوع، آرایش قدغن، و در یک کلام، زندگی ممنوع. امروز نیز همین ذهنیت، متأسفانه حتی از سوی برخی که خود را کمونیست می‌دانند، با خشم کور و انتقام‌جویانه علیه کسانی که با وجود تراژدی‌های انسانی، نوروز را جشن می‌گیرند، بازتولید می‌شود. در برابر این نگاه باید ایستاد. باید به آن اعتراض کرد و با صدای بلند گفت که این طرز فکرِ ...

پیام رهگذر: جنگ، جنگ قدرت، تشکل و دیگر هیچ

از منظر مارکسیستی، قدرت به معنای توانایی کنترل ابزارهای تولید است. این مفهوم در عرصه سیاسی به توانمندیِ کنترل و هدایت کنش‌ها و تصمیمات یک جامعه یا دولت تعبیر می‌شود. مشروعیت، به معنای پذیرشِ برحق‌ بودنِ ساختار قدرت، با اعمالِ زور جهت کنترل کنش ها و تصمیمات دولت نسبتِ معکوس دارد. به هر میزان که مشروعیت یک دولت فزونی یابد، نیاز به توسل به ابزارهای قهرآمیز کاهش می‌یابد.  بر همین سیاق، قدرت کارگران، در وهله اول، ریشه در توانایی آنان در کنترل فرآیند تولید دارد. در سطح سیاسی نیز، هر اندازه نفوذ و نقش هدایت‌گریِ طبقه کارگر در جامعه گسترش یابد، توان مقابله با ابزارهای قهرآمیز دولت فزونی می‌گیرد. از آنجا که دولت دستگاهی منسجم و سازمان‌یافته است، میزان توانایی کارگران در اِعمال اراده خویش، مستقیماً تابعی از ظرفیتِ «تشکل‌یابی» آنان است.  تبیین این گزاره‌های به‌ظاهر بدیهی از آن رو اهمیت دارد که یادآور شویم حتی در صورت همسویی کامل منافع، فراخوان‌های از راه دور جریان‌های کمونیستی به توده‌های محروم از امکانِ تشکل، عملاً فاقد قابلیتِ اجرایی است.  به بیان دیگر، توازن قوا تابعی از توانمندی...

سپاه نظام است و نظام سپاه! آمریکا به چه قیمتی میبازد؟

عباس گویا - ۱۶ مارس ۲۰۲۶ می‌دانیم که برخلاف ارزیابی نادرست آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی با مرگ خامنه‌ای از هم نپاشید. این ارزیابی، ساختار جمهوری اسلامی را مجموعه‌ای از باندهای رقیب می‌دانست که صرفاً با «چسب» خامنه‌ای در کنار یکدیگر نگه داشته شده‌اند. بر این اساس، حذف او قرار بود به خلأیی پرنشدنی در قدرت بینجامد. تصور غالب این بود که با حذف ناگهانی خامنه‌ای، باندهای مختلف وارد رقابتی خشن برای تصاحب قدرت خواهند شد و در ادامه، آمریکا با حمایت از یک باند «معتدل» کفه ترازو را به نفع آن سنگین می‌کند؛ سپس سپاه به یک «رهبر روحانی» تمکین خواهد کرد و در نهایت، آمریکا و اسرائیل با یک جمهوری اسلامی مهار‌شده کنار خواهند آمد. باید اذعان کرد که این ارزیابی محدود به دولت‌های آمریکا و اسرائیل نبود. بخش‌هایی از اپوزیسیون راست و چپ جمهوری اسلامی--در مجموع نیروهای بورژوایی--نیز تحلیل مشابهی از ساختار قدرت و نقش خامنه‌ای داشتند. برای نمونه، می‌توان به ادبیات جمهوری‌خواهان، سلطنت‌طلبان، مجاهدین و حزب کمونیست کارگری-حککا مراجعه کرد. نادرستی این ارزیابی از همان ساعات اولیه حمله آمریکا و اسرائیل آشکار شد. س...

نرخ دستمزد ۱۴۰۵: حداقل ۹۱ میلیون تومان

   عباس گویا – مارس ۲۰۲۶   مقدمه شروع جنگ ایران با عراق بهانه ای شد تا دستاورد کارگران از انقلاب ۵۷ پس گرفته شده، نرخ دستمزد در طول جنگ بتدریج حتی به سطحی پائین تر از سال ۵۷ برسد. نباید اجازه داد جنگ جاری آمریکا-اسرائیل-جمهوری اسلامی علیه زحمتکشان به بهانه ای برای  تثبیت دستمزد چندین برابری زیر خط فقر تبدیل شود. چه چیزی دستمزد کارگر را تعیین می‌کند؟ این سؤال قرن‌هاست محور تضاد بین کار و سرمایه بوده است. اقتصاددانان معمولاً سعی می‌کنند با فرمول‌ها و محاسبات به آن پاسخ دهند، اما واقعیت این است که دستمزد توسط چیزی بسیار ساده‌تر تعیین می‌شود: قدرت . جایی که کارگران متشکل اند و توان اقدام جمعی دارند، دستمزد افزایش می‌یابد. جایی که ضعیف یا غیر متشکل اند، دستمزد به سطح حداقل معیشت کاهش می‌یابد. مفهوم حداقل دستمزد، چارچوب غالب بورژوایی برای تعیین دستمزد است. متأسفانه حتی بسیاری از فعالان کارگری سوسیالیست نیز آن را به‌عنوان معیار نهایی دستمزد پذیرفته‌اند. بنابراین ضروری است که خود این مفهوم را به‌طور انتقادی بررسی کنیم. حداقل دستمزد، دستمزدی است که به کارگر امکان می‌دهد هزینه...

نه به جنگ آمریکا - اسرائیل - جمهوری اسلامی علیه زحمتکشان

عباس گویا - ۳ مارس ۲۰۲۶ اگر ما فرمول‌بندی «آمریکا علیه جمهوری اسلامی» را با «آمریکا و جمهوری اسلامی علیه کارگران» عوض کنیم، دسترسی ما به تمام حقیقت ممکن میشود. عبارت کنفرانس گوادلوپ در فرهنگ لغات سیاسی ایران بمعنی مهندسی انتقال قدرت از بالای سر مردم توسط آمریکا است، جابجائی خمینی با شاه به این معنا بود که الترناتیو آمریکا برای شاه، جمهوری اسلامی بود. چرا آمریکا خمینی را به شاه ترجیح داد؟ چون خمینی می‌توانست انقلاب ۵۷ که بدنه اش را زحمتکشان تشکیل می‌داد به اسم انقلاب به شکست بکشاند. اما رابطه ایران و آمریکا صرفا عاشقانه نبود. وقتی رابطه عشق و نفرت امریکا با جمهوری اسلامی را در ۴۷ سال گذشته دنبال میکنیم، هیچ تغییر چشمگیری در آن نمیبنیم. همان کارتر که محمد رضا پهلوی را با تیپ پا از ایران بیرون کرد و زیر بغل خمینی را گرفت، بخاطر بحران گروگانگیری در انتخابات ریاست جمهوری به ریگان باخت. همان جمهوری اسلامی که مرگ بر امریکا و اسرائیل را به هویت خودش تبدیل کرد، با اسرائیل و آمریکا در دوره ریگان همکاری کرد.  حدود هفت سال پیش « کشمکش امریکا - ایران و ما » به این نتیجه رسید که: «آمریکا در دو ص...

جنگ و مولفه ترامپ

 عباس گویا - اول مارس ۲۶ علاوه بر سه مؤلفه‌ای که پیش‌تر در «مختصات موضع سوسیالیستی در قبال جنگ» طرح شد -- یعنی حمایت بخشی از جامعه از حمله‌ی آمریکا-اسرائیل به ایران، جنگ موسوم به دوازده‌ روزه، و خیزش دی‌ماه -- باید به کاتالیزور دیگری اشاره کرد که هم در جنگ دوازده‌ روزه و هم در شکل‌گیری تهاجم نظامی جاری نقشی تعیین‌کننده ایفا کرده است: ترامپیسم.  ترامپیسم یک دکترین از پیش تعیین شده نیست بلکه روش و مجموعه عملکردهای خودبخودی ترامپ در متن سیاستهای اولترا راست است. ترامپیسم به روشهای متعارف دو حزب  دمکرات و جمهوریخواه تعلق ندارد. اجزا تشکیل دهنده ترامپیسم حتی برای ترامپ از پیش مشخص نیست. مختصاتش اما شامل «معامله» بجای دیپلماسی، بلوف و دروغگوئی در حد پاتولوژیک، تهدید، و عملکرد خودبخودی و غیر قابل پیش بینی است. این رفتار در بازار تجارت ممکن است عادی و روتین باشند اما هنر سیاست بالائی ها این است که همین رفتار را با شکر بپوشانند و بخورد مخاطب دهند.  از نظر محتوای سیاسی ترامپیسم بی ریشه نیست. به سنت سیاسی اولترا راست تعلق دارد. او شعار اصلیش، ماگا «عظمت را به آمریکا برگردان» را...

مختصات موضع سوسیالیستی در قبال "جنگ"

  عباس گویا – ٢٧ فوریه ٢٠٢٦   پروپاگاندای جنگی آمریکا و ایران در دور کنونی، تفاوت معناداری با نمونه‌های مشابه در دو دهه گذشته ندارد. مواضع اغلب سازمان‌های سیاسی نیز، تا آنجا که بررسی کرده‌ام، کمابیش همانهائی است که در گذشته اتخاذ کرده بودند. در مجموع می‌توان سه رویکرد اصلی را از یکدیگر تفکیک کرد:   ۱.  موافقان جنگ: طیفی متشکل از سلطنت‌طلبان، مجاهدین، جمهوری‌خواهان، لیبرال‌ها و سوسیال‌دموکرات‌های پرو غرب و بخشی از ناسیونالیستهای کرد بی‌پرده از "جنگ" دفاع می‌کنند. این جریان‌ها خواهان "رژیم‌چنج" از بالا و بدون اتکا به نیروی مستقیم مردم‌اند.   حزب کمونیست کارگری ایران، حککا، نیز همان موضع را با ادبیات دیگری ذیل مفهوم "جنبش سرنگونی"، مشروط به هدف قرار گرفتن نهادهای حکومتی توسط آمریکا و اسرائیل، مثبت ارزیابی می‌کند.   ۲. مخالفان جنگ: این طیف شامل نیروهای موسوم به توده‌ای، از جمله احزاب و سازمان‌های نزدیک به حزب توده و اکثریت، و نیز شماری از جریان‌های چپ حاشیه ای "ضد امپریالیست" مانند توفان، راه کارگر، حکمتیست رسمی و بخشی از آنارشیست‌هاست. آنها انگیزه‌ ...

استیصال، مبارزه، رهبری

عباس گویا - ۲۴ فوریه ۲۰۲۶  مطمئن نیستم  آنطور که برخی در چپ اعلام میکنند، دست راستی ها تمام تخم مرغ‌هایشان را در سبد «استیصال مردم» چیده بودند تا آنرا بهانه ای برای امرشان، یعنی دخالت نظامی اسرائیل- آمریکا کنند.  ایران اینترنشنال در ۲۳ ژانویه در نقل قول از رضا پهلوی می‌گوید «رژیم مستأصل شده و میکوشد زمان بخرد». از طرف دیگر بی بی سی  در ۱۵ فوریه خبر داد «شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به استیصال مردم در برابر سرکوب‌های شدید، تنها راه کمک را تضعیف ماشین سرکوب جمهوری اسلامی (سپاه و نیروهای نظامی) می‌داند.»  بالاخره چه کسی مستأصل شده، رژیم یا مردم؟ بجای تفسیر دلبخواه، فاکتهای موجود را نگاه کنیم. تجمعات بیش از صد و پنجاه هزار نفره در سه شهر تورنتو (۵۰ هزار نفر)، مونیخ (۶۰ هزار نفر)، لس آنجلس (۴۰ هزار نفر) تجمعات چشمگیر و بزرگی بودند. (سه دولت کانادا، آلمان و آمریکا به دروغ «تخمین» چندین برابری زدند تا بطور غیر مستقیم، از جمله، استیصال را همگانی نشان دهند).  شاید بتوان روحیه حاضرین در آن تجمعات را با این نشانه ها قضاوت کرد: آنها پرچمهای اسرائیل و آمریکا را در کنار پر...

ضرورت "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر/نه شاه میخوایم نه ملا، فقط تشکیل شورا"

  این یادداشت پیش از خبر امروز درباره سر دادن شعار ضد سلطنتی دانشجویان در تهران نوشته شده بود.   عباس گویا - ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ اگر علت اصلی خیزش مزدبگیرانِ به‌ستوه‌آمده در ایران را از جمله در فقر مزمن، ناامنی گسترده‌ی شغلی، فقدان چشم‌انداز برای زندگی شایسته‌ی جوانان، سرکوب آزادی‌ها، نابرابری ساختاری و تبعیض جنسیتی و ستم ملی بدانیم، آنگاه می‌توان گفت آنچه میان جمهوری اسلامی ایران و جریان‌های سلطنت‌طلب دیده می‌شود، ورای ادبیاتِ عشق و نفرت شان، نوعی هم‌پوشانی راهبردی و طبقاتی است. سلطنت‌طلبی صرفاً یک گروه فشار نیست؛ پروژه‌ای سیاسی با دستور کار مشخص است. اگر در گردهمایی‌های آنان نشانی از مطالبه‌ی آزادی زندانیان سیاسی، وعده‌ای—حتی صوری—برای رفاه عمومی، یا دفاعی از برابری حقوق زنان و مردان و رفع ستم ملی دیده نمی‌شود، این غیبت تصادفی نیست. این مطالبات در پروژه‌ی آنان جائی ندارند. آنها یک هدف مشخص دارند و بس: انتقال تقریبا دست نخورده دم دستگاه دولتی جمهوری اسلامی، خصوصا با تمام ابزار سرکوبش، به رضا پهلوی توسط آمریکا و اسرائیل. غرض ادامه همان وظایفی است که حکومت اسلامی در حال حاضر از پیشبر...

رأی اعتماد خارج از کشور به نتانیاهو و ترامپ

عباس گویا  وقتی نخستین خبر کشتار وحشیانه دی‌ماه را شنیدم، بی‌اختیار به نفر کنار دستی‌ام گفتم: «هر کسی ـ حتی ترامپ ـ اگر جمهوری اسلامی را سرنگون کند، من مشکلی با او ندارم.» این را من گفتم که خود را کمونیستِ دوآتشه می‌داند؛ و قصد توجیهش را هم ندارم. احساسی بود که در ظرفیت شخصی داشتم: استیصالِ. به هزار و یک دلیلی که قبلاً طرح شده، تا اطلاع ثانوی هیچ تحرک توده‌ای بدون پشتوانه‌ای «خارجی» یا بدون یک تغییر کیفی در اشکال مبارزه اش قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. منظور من از نیروی «خارجی»، سوسیالیست‌ها و کارگران جهان‌اند. کارگران جهان زمانی دخالت خواهند کرد که کارگران و فعالین سوسیالیست در ایران بتوانند نشان دهند وزنه‌ای جدی در سیاست‌اند. کردستان را هم نادیده نمی‌گیرم. پیش‌تر در « پسا پنجمعه سیاه، موانع و راه حل ها » نظرم را گفته بودم. اینکه جواب ما باید عاجل باشد و مشکل گشای مانع اصلی در تقابل با دستگاه سرکوب باشد. انتظار معجزه نداشتم اما بی توجهی که خیر، ناتوانی تشکیلات های مدعی کمونیستی در پاسخ به مانع اصلی نشان داد که توده معترض جواب معضلش را از دست راستی ها خواهد گرفت. ...

تورنتو - مونیخ: دروغ های شاخدار غرب برای اقناع آمریکا و دلسردی اپوزیسیون کارگری

عباس گویا - ۱۵ فوریه ۲۰۲۶ هدف دروغ های شاخدار دولتهای کانادا(*) و آلمان در مورد تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات دیروز تورنتو و مونیخ و انعکاس این دروغها در رسانه های انگلیس و فرانسه چیست؟ ۱) دلسرد کردن اپوزیسیون کارگری و سوسیالیست ۲) تشویق آمریکا به سیاست رژیم چنج. رقم رسمی دولت آمریکا درباره تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات شنبه لس آنجلس، سومین شهر کلیدی این فراخوان، هزاران نفر بود، واقعی بود!  روبیو در روز یکشنبه بار دیگر تاکید کرد ترامپ خواهان توافق از طریق مذاکره است. بعبارت دیگر کمپین تبلیغاتی کانادا - اروپا که به ظن قوی در هماهنگی با اسرائیل صورت گرفته است، برای تشویق آمریکا به رژیم چنج در ایران است. همچنین او در کنفرانس امنیتی مونیخ سعی کرد اروپا را پشت سر «نظم نوین ترامپ» بخط کند. بعبارت دیگر و بوضوح اروپا و آمریکا در مورد «سیاستهای خارجی» شأن هم جهت نیستند، زاویه هائی دارند.   تا آنجا که به تأثیر تبلیغات روی اپوزیسیون کارگری برمیگردد، شاید لازم به تاکید نباشد که در سیاست حلوا پخش نمی‌شود، توازن نیرو پخش میشود. غرب اولا با پخش دروغ های شاخدار بدنبال همان نتایجی است که...

محتمل‌ترین سناریو: فرصتی که نباید سوزاند

 عباس گویا - ۱۲ فوریه ۲۰۲۶   پن جمعهٔ سیاه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، با قتل‌عام ده‌ها هزار نفر، بهانه‌ای کم‌نظیر در اختیار آمریکا قرار داده است تا مناقشات خود با ایران را پیش ببرد. این فاجعه شهروندان را مرعوب نکرد، اما در غیاب یک آلترناتیو کارگریِ سازمان‌یافته، آنان را به وضعیتی از استیصال کشاند که نه به حملهٔ نظامی آمریکا دل می‌بندند و نه الزاماً در برابر آن می‌ایستند. پنجمعهٔ سیاه و عامل آن، جمهوری اسلامی، برای هیچ‌کس قابل دفاع نیست؛ و این همان واقعیتی است که آمریکا بر آن حساب باز کرده است. «دوستان» حکومت اسلامی تهدیدهای نظامی آمریکا را یا با سکوت، یا با غرولندهای کم‌اثر پشت سر می‌گذارند. امروز حتی ترکیهٔ عضو ناتو و عربستان سعودی، متحد دیرینهٔ آمریکا، بیش از چین و روسیه نگران حملهٔ نظامی آمریکا به ایران‌اند. با وجود پروپاگاندای جنگی هر دو سوی ماجرا و بسیج گسترده و کم ‌سابقهٔ نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، مزدبگیران در غرب تمایل چندانی به شکل‌دادن یک جنبش فراگیر ضدجنگ نشان نداده‌اند. آنچه احتمالاً شکل خواهد گرفت، نه یک جنبش توده‌ای ضدجنگ، بلکه مقاومت بقایای اسلام سیاسی و حمای...

فقدان نقد سوسیالیستی

  عباس گویا - ٢٢ بهمن ١٤٠٤ عنوان این نوشته ممکن است مطلق‌گرایانه به نظر برسد. دقیق‌تر بگویم، به نظر من بخش قابل توجهی از تحلیل‌ها و ارزیابی‌های کنونی که از سوی سازمان‌های سوسیالیستی درباره وضعیت مبارزه طبقاتی در ایران ارائه می‌شود—دست‌کم آن‌هایی که من خوانده‌ام—در به‌کارگیری متد سوسیالیستی نقد دچار   نقطه ضعفهای جدی اند. از خودِ عبارت «مبارزه طبقاتی» شروع کنیم. اگر بنا بر آنچه در مانیفست کمونیست آمده است، تاریخ تمامی جوامع تاکنون تاریخ مبارزات طبقاتی بوده باشد، هر نقدی که جایگاه و حتی نام طبقات را حذف کند، هرچه باشد، سوسیالیستی نیست. عبارات مبهمی چون «مردم»، «افکار عمومی» یا «نیروی سوم» به واژگان یک نقد طبقاتی—و بنابراین ناگزیر سوسیالیستی—تعلق ندارند. در اشاره به طبقه کارگر می‌توان از اصطلاحاتی مانند کارگران، مزدبگیران، زحمتکشان، یا حتی در معنایی رقیق‌تر، گرسنگان و تهیدستان به‌عنوان معادل‌های نزدیک استفاده کرد. اما «مردم» در بحث از طبقات، بخشی از ترمینولوژی سوسیالیستی نیست. این واژه حامل محتوای طبقاتی نامعین است. دقیقاً به همین دلیل به فرهنگ واژگان پوپولیستی تعلق دارد—بر...