پست‌ها

نمایش پست‌ها از آوریل, ۲۰۲۶

فعال کارگری یا مشاور جمهوری اسلامی؟

 بهروز فراهانی:«همان مجتمع‌های پیشین را با همان حرفه هايی که درش بود را اینها [جمهوری اسلامی] باید براه بیندازند.  یک وضعیت اقتصادی- جنگی باید اعلام بشه و دولت آستین خودش را بالا بزنه، و همین در واقع ساختهائی که وجود داشته، زیرساختهائی که از بین رفته را تجدید حیات کند. مگه میشه ایران بدون پتروشیمی یا بدون سوله فولاد مبارکه و بدون شرکت‌های تولید کننده اوره و کودهای شیمیائی بتونه روی پای خودش بایسته؟»* پاسخ: بله، می‌شود آقای فراهانی، جناب مشاور جمهوری اسلامی. کارگران و زحمتکشان ایران، با وجود همین نفت و پتروشیمی و فولاد مبارکه و صنایع تولید کود شیمیایی، به فقر کشانده شده‌اند. امروز بسیاری از آن‌ها چندین برابر زیر خط فقر زندگی می‌کنند؛ گورخوابی، خیابان‌خوابی، ماشین‌خوابی، بی‌خانمانی و حاشیه‌نشینی به واقعیت زندگی‌شان تبدیل شده است. آنچه می‌تواند کارگران را روی پای خود نگه دارد، نه بازسازی شاخه‌های تولید و نه وجود شرکت‌های به‌اصطلاح «زیرساختی» است؛ نه نفت، نه پتروشیمی، نه فولاد و نه کود شیمیایی. آنچه زندگی آنان را بهبود می‌بخشد پایان دادن به استثمار است. آقای فراهانی، شما تنها کسی ...

دو جریان توده‌ایستی بازدارنده و ضرورت عاجل تشکیل حزب طبقه کارگر

 عباس گویا - ۱۷ آوریل ۲۰۲۶ اگر در انقلاب ۵۷ نبودِ یک حزب سوسیالیستیِ مستقل -- رها از بلوک شوروی و چین -- پاشنه‌آشیل جنبش بود، خیزش‌های انقلابیِ یک دهه اخیر در ایران عملاً در غیاب کامل چنین حزبی خفه شدند. ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ آمدند و رفتند بدون اینکه حتی یک گام واقعی به‌سوی شکل‌گیری حزب طبقه کارگر برداشته شود. حاصل؟ هیچ. صفرِ مطلق. بدتر از آن، این خیزش‌ها نه‌تنها به جذب نسل جدید کارگران به صفوف سوسیالیسم منجر نشد، بلکه همین تشکل‌های موجود هم تحلیل رفتند، نیرو از دست دادند، عقب نشستند. این یک شکست صرفاً عینی نیست، یک بن‌بست سیاسی است. چرا؟ پاسخ روشن است: دو گرایش توده‌ایستیِ ارتجاعی، مثل وزنه‌ای سربی به پای هر تلاش کمونیستی بسته شده‌اند. اولی، ادامه‌ی مستقیم سنت ضدکارگری حزب توده و حاشیه‌هایش؛ دومی، نسخه‌ای به‌اصطلاح «نو» اما به‌همان اندازه منحط: گرایش کارگرگریزی که زیر نام «کمونیسم کارگری» و با این مهمل که «سوسیالیسم مردم را رم می‌دهد» عملاً پرچم تسلیم را بالا برده است. این‌ها را نمی‌شود با بازی‌های لفظیِ «چپ» و «راست» توضیح داد، هر دو بی‌کم‌وکاست راست‌گرا و ارتجاعی‌اند. یکی در قالب محور م...

شاید دو هفته فرجه برای جمع‌بندی، ارزیابی و نتیجه گیری عملی از سه ماه جنگ: ۱۸ دی تا ۱۸ فروردین

 در دست تهیه!

آخرین راه چاره: همه در دفاع از زندگی با شعار "مرگ بر جمهوری اسلامی/یانکی برو گمشو!"

 منافع ما هم در تضاد با منافع جمهوری اسلامی  و هم در تضاد با سیاست‌های ضد بشری آمریکا-اسرائیل است. ترامپ با تهدید و زبان حذف و نابودی ما و سپاه با شانه بالا انداختن در مقابل تهدیداتی که به حیات ما مربوط است، هر دو با بی ارزش شمردن جان ما همسوئی منافع خود را به نمایش می‌گذارند.  تنها راه باقی مانده برای دفاع از خود در مقابل دو روی یک سکه تباهی، ترامپ و سپاه، ایستادن همه در دفاع از زیر ساختهای حیاتی، از نیروگاه‌های برق، آب، بیمارستان، ... با این شعار است مرگ بر جمهوری اسلامی/یانکی برو گمشو!