رأی اعتماد خارج از کشور به نتانیاهو و ترامپ


عباس گویا

 وقتی نخستین خبر کشتار وحشیانه دی‌ماه را شنیدم، بی‌اختیار به نفر کنار دستی‌ام گفتم: «هر کسی ـ حتی ترامپ ـ اگر جمهوری اسلامی را سرنگون کند، من مشکلی با او ندارد.» این را منی گفتم که خود را کمونیستِ دوآتشه می‌داند؛ و قصد توجیهش را هم ندارم. احساسی بود که در ظرفیت شخصی داشتم: استیصالِ.

به هزار و یک دلیلی که قبلاً طرح شده، تا اطلاع ثانوی هیچ تحرک توده‌ای بدون  پشتوانه‌ای «خارجی» یا بدون یک تغییر کیفی در اشکال مبارزه اش قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. منظور من از نیروی «خارجی»، سوسیالیست‌ها و کارگران جهان‌اند. کارگران جهان زمانی دخالت خواهند کرد که کارگران و فعالین سوسیالیست در ایران بتوانند نشان دهند وزنه‌ای جدی در سیاست‌اند. کردستان را هم نادیده نمی‌گیرم. پیش‌تر در پسا «پنجمعه سیاه، موانع و راه حل ها» نظرم را گفته بودم. اینکه جواب ما باید عاجل باشد و مشکل گشای مانع اصلی در تقابل با دستگاه سرکوب باشد. انتظار معجزه نداشتم اما بی توجهی که  خیر، ناتوانی تشکیلات های مدعی کمونیستی در پاسخ به مانع اصلی نشان داد که توده معترض جواب معضلش را از دست راستی ها خواهد گرفت.  

با ارزیابی «کمیته عمل سازماندهی کارگری» ـ که بر مشاهدات میدانی از صفوف اعتراضات در ایران استوار است ـ موافقم: پهلوی‌ فریاد کنها نه‌تنها از آلت دست بودن رضا پهلوی برای نتانیاهو نگرانی ندارند، بلکه آن را نقطه قوت او می‌دانند. چون او را متصل به یک «قدرت واقعی» میدانند. استیصال مفرط، آنها را به جایی رسانده که دست یاری به سوی هر نیرویی دراز می‌کنند که وعده برانداختن حکومت اسلامی را بدهد.

شنبه گذشته، ایرانیان خارج از کشور عملاً به دخالت نظامی اسرائیل و آمریکا رأی مثبت دادند. تجمعاتی که به نام حمایت از رضا پهلوی برگزار شد، بیش و پیش از آنکه «برای رضا پهلوی» باشد، در حمایت از مداخله نظامی بود، یک جنبش توده ای «آری به دخالت خارجی» خود را به‌مثابه یک نیروی بالفعل وارد میدان کرد.

کشتار اخیر ـ که برای بسیاری حکم تیر خلاص به اعتراضات مدنی و مسالمت‌آمیز را داشت ـ فضا را دگرگون کرد. میگویم تیر خلاص به این خاطر که شروعش کشتار اخیر نبود اما بعد از این کشتار، قطعی و همه گیر شد. از آنجا که معترضان راهی برای مسلح شدن یا تغییر موازنه قوا نمی‌بینند، به اسرائیل و آمریکا وکالت دخالت داده‌اند. اورشلیم و واشنگتن مشروعیتی برای مداخله به دست آورده‌ اند که در خواب و خیال هم تصور نمیکردند. نتانیاهو و ترامپ تا آستانه آویختن مدال «منجی» پیش رفته‌اند و رضا پهلوی در این میان، نقشی حاشیه‌ای، آبدارچی دارد.

اما پرسش این است: آیا آمریکا و اسرائیل در داخل ایران نیز با چنین سطحی از اقبال مواجه‌اند؟ و حتی اگر باشند، آیا آمریکا با وجود چنین «چک سفید امضایی» از سوی میلیون‌ها زخم‌ خورده، واقعاً وارد پروژه براندازی جمهوری اسلامی خواهد شد؟

این‌ها پرسش‌هایی است که اکنون با آن روبه‌رو هستیم. چه می‌توان کرد؟ نخستین گام، انکار نکردن واقعیت است. من خود، لحظاتی دچار انکار شدم زیرا آنچه پیش چشم‌مان است شوک‌آور است. اما باید از آن عبور کرد. باید چشم را بی‌پرده به شرایط تلخ کنونی دوخت تا شاید ـ و فقط شاید ـ بتوان راهی جست.

آیا هنوز با چشمان بسته می‌اندیشیم و سخن می‌گوییم؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پسا پنجمعه سیاه: موانع و راه حل ها

علت وجودی سیاه جامگان سلطنتی

فراخوان ١٨ دیماه، حمایت از ائتلاف راست