نه به جنگ آمریکا - اسرائیل - جمهوری اسلامی علیه زحمتکشان

عباس گویا - ۳ مارس ۲۰۲۶

اگر ما فرمول‌بندی «آمریکا علیه جمهوری اسلامی» را با «آمریکا و جمهوری اسلامی علیه کارگران» عوض کنیم، دسترسی ما به تمام حقیقت ممکن میشود. عبارت کنفرانس گوادلوپ در فرهنگ لغات سیاسی ایران بمعنی مهندسی انتقال قدرت از بالای سر مردم توسط آمریکا است، جابجائی خمینی با شاه به این معنا بود که الترناتیو آمریکا برای شاه، جمهوری اسلامی بود. وقتی رابطه عشق و نفرت امریکا با جمهوری اسلامی را در ۴۷ سال گذشته دنبال میکنیم، هیچ تغییر چشمگیری در آن نمیبنیم. همان کارتر که محمد رضا پهلوی را با تیپ پا از ایران بیرون کرد و زیر بغل خمینی را گرفت، بخاطر بحران گروگانگیری در انتخابات ریاست جمهوری به ریگان باخت. همان جمهوری اسلامی که مرگ بر امریکا و اسرائیل را به هویت خودش تبدیل کرد، با اسرائیل و آمریکا در دوره ریگان همکاری کرد. 

حدود هفت سال پیش «کشمکش امریکا - ایران و ما» به این نتیجه رسید که: «آمریکا در دو صورت ممکن است به جمهوری اسلامی حمله محدود نظامی کند: الف) برای نابودی مراکز هسته‌ای ... ب) برای مهار انقلاب، زمانیکه خطر سقوط جمهوری اسلامی بدست کارگران آنی و قطعی شده باشد»، جنگ دوازده روزه مصداق مورد اول بود، و تهاجم نظامی جاری مصداق مورد دوم است. آمریکا درست پانزده روز پس از اوج قیام دیماه، ناو جنگی به خاورمیانه فرستاد که در ادامه با شروع جنگ اولین نتیجه بلافاصلش قیچی کردن مبارزات دانشجویان بود.

علیرغم آنچه که گذشت، آیا نباید امروز مزدبگیران در متن جنگی که خارج از اراده شان رخ داده است برای کسب قدرت سیاسی خیز بردارند؟ از آنجا که علت وجودی این جنگ تعیین تکلیف قدرت سیاسی است، که موضوعیت اش تغییر رژیم بمنظور قیچی کردن خیزش زحمتکشان است، اگر شانس ما برای هر عملی در طول جنگ صفر نباشد، نزدیک به صفر است. این جنگ، در حالیکه یک مناقشه درونی بین دولت‌ها جلوه میکند، جنگی بر سر هژمونی و یا تقسیم منابع نیست. جنگ امریکا در بطن خود حتی علیه جمهوری اسلامی نیست. این جنگ، جنگی طبقاتی، متشکل از دو نیروی آمریکائی - اسرائیلی بعلاوه جمهوری اسلامی علیه مزدبگیرانی است که عزم کرده بودند به اراده و دست خود قدرت سیاسی را بدست بگیرند.

 اولین نتیجه جنگ جاری این شد که مبارزات دانشجویان به تعطیل کشانده شد و آنها راهی خانه هایشان شدند. علاوه بر ترامپ و اسرائیل، جمهوری اسلامی نیز مرتب هشدار می‌دهند که از خانه خارج نشوید. علاوه بر آن ج ا مهر خیانت و همکاری با دشمن را به معترضین خیابانی میزند. جنگ جاری ادامه جنگ دیماه است در قالب دیگری، در ادامه کشتار ده‌ها هزار نفره، در کشمکش نظامی جاری تا کنون علاوه بر قریب هزار نفر کشته، از جمله ۲۰۰ کودک خردسال، بسیاری دچار جراحات و خسارات جانی و مالی و بیخانمانی شده اند، قریب کل جمعیت ایران صدمات روانی درازمدت خواهند دید.  

همانطور که «بسیج نظامی ایالات متحده به دنبال تغییر شکل جمهوری اسلامی است، نه سرنگونی آن!» پیش بینی کرد، امریکا قصد سرنگونی جمهوری اسلامی را ندارد. مشروط بر اینکه جنگ جاری فرسایشی نشود، «محتمل‌ترین سناریو: فرصتی که نباید سوزاند» برهم‌زدن معادلهٔ از پیش مهندسی‌شده یک استحاله است. آمریکا و استحاله‌طلبان می‌پندارند می‌توان جمهوری اسلامی را اصلاح کرد و هم‌زمان جامعه را آرام نگه داشت، بهشتی برای انباشت و رونق سرمایه بر دوش کار ارزان ساخت. در برابر این پروژه، لازم است هر دو سوی معامله را افشا و خشم کارگرانی که در پنجمعهٔ سیاه ده‌ها هزار کشته، مجروح و زندانی داده‌اند را به نیرویی برای کسب قدرت سیاسی تبدیل کرد.

تا آنموقع، پرچمی که ما در مقابل کشمکش نظامی که امروز علیه ما براه انداخته اند بدست میگیریم، لازم است حقیقت را منعکس کند: «نه به جنگ آمریکا-اسرائیل-جمهوری اسلامی علیه زحمتکشان»

*** 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پسا پنجمعه سیاه: موانع و راه حل ها

رأی اعتماد خارج از کشور به نتانیاهو و ترامپ

علت وجودی سیاه جامگان سلطنتی