بسیج نظامی ایالات متحده به دنبال تغییر شکل جمهوری اسلامی است، نه سرنگونی آن!

 

همانطور که دونالد ترامپ گفت، ایالات متحده "ناوگان عظیمی" را به سمت ایران حرکت داده است. دلیل این اقدام، آنطور که اغلب ادعا می‌شود، پاسخی به کشتار معترضان توسط جمهوری اسلامی ایران یا برای تغییر رژیم در تهران نیست. بلکه پاسخی به تهدیدی بسیار خطرناک‌تر برای واشنگتن و تهران است: قیام غیرقابل کنترل گرسنگان و محرومان.

برای درک رویارویی فعلی لازم است تحولات سیاسی و اجتماعی چهار سال گذشته را مرور کرد.

• علیرغم سرکوب وحشیانه اعتراضات ۲۰۲۲،  که با قتل مهسا امینی به دلیل نقض ادعایی قوانین حجاب اجباری آغاز شد - جمهوری اسلامی مجبور به عقب‌نشینی شد. قدرت مطلق مقاومت جمعی عملا باعث فروپاشی اجرای حجاب اجباری شد، آزادی پوشش زنان در بسیاری از فضاهای عمومی به یک واقعیت بالفعل تبدیل شد.

• این پیروزی فضای سیاسی را متاثر کرد. در طول سه سال گذشته، خیابان‌های ایران به طور مداوم توسط اعتراضات کارگران مصمم‌ اشغال شد: بازنشستگان، معلمان، کارگران صنعتی و خدماتی، رانندگان کامیون، پرستاران و غیره. این اعتراضات با اعتماد به نفس، هماهنگی و رادیکالیسم بیشتری وارد مبارزه علیه جمهوری اسلامی شدند.

• اعتراضات دیماه جاری ربطی به اعتراض بازاریان نداشت؛ ناآرامی‌های بازار صرفاً بهانه‌ای برای فوران یک قیام گسترده‌ بود. با تکیه بر تجربیات قیام‌های ۲۰۱۷، ۲۰۱۹-۲۰۲۰ و ۲۰۲۲، اعتراضات دیماه امسال به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت و ماهیتی آشکارا ضد حکومتی به خود گرفت. این قیام، فارغ از هرگونه توهمی به جناح‌های جمهوری اسلامی، مستقیماً و بشکل قهری نهادهای پلیسی، سیاسی و ایدئولوژیک ج ا را هدف قرار داد و بعضا به آتش کشاند. در این برهه، جمهوری اسلامی و ایالات متحده نقش‌های مکمل پلیس بد، پلیس خوب را ایفا کردند: اولی به عنوان مجری بی‌رحم یک نسل کشی، دومی به عنوان داور «حقوق بشر» - هر دو به روش‌های مختلف برای مهار قیام تلاش کردند.

 

• از سوی دیگر، در سال ۲۰۲۳ پس از حمله وحشیانه حماس در ۷ اکتبر به غیرنظامیان اسرائیلی، توازن منطقه‌ای تغییر کرد. جنایات بعدی اسرائیل در غزه، فروپاشی تدریجی به اصطلاح «محور مقاومت» را دامن زد: سرنگونی اسد، تضعیف و خلع سلاح تدریجی حزب‌الله و فروپاشی عملی حماس. ضربه سرنوشت‌ساز به ایران در جریان رویارویی نظامی ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ وارد شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح بسر میبرد - از نظر استراتژیک تضعیف شده اما همچنان پابرجاست.

• اسرائیل، که اکنون از موضع تهاجمی عمل می‌کند، با تبلیغ رضا پهلوی، به عنوان یک حاکم نیابتی بالقوه، به دنبال شکل دادن به آینده ایران بوده است. تحقیقات هاآرتص، دی‌مارکر و آزمایشگاه شهروندی دانشگاه تورنتو، وجود یک کمپین نفوذ دیجیتال مخفی اسرائیل را مستند کرده‌اند. با استفاده از حساب‌های جعلی رسانه‌های اجتماعی و محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، عوامل فارسی زبان پس از سفر رضا پهلوی به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، او را تبلیغ کردند و تلاش کردند سلطنت را به عنوان یک جایگزین سیاسی در داخل ایران احیا کنند.

• با این حال، ایالات متحده به درستی وزن اجتماعی رضا پهلوی را در میان مخالفان در ایران ناچیز ارزیابی میکند. واشنگتن به جای حمایت از جایگزینی سلطنت‌، به استراتژی دیرینه خود - که ۴۷ سال بدون تغییر مانده است - ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند جمهوری اسلامی را به یک دولت متعارف‌ و قابل مدیریت‌ تبدیل کند در حالیکه در نهایت اسلام سیاسی را به عنوان مکانیزمی برای کنترل اجتماعی و سرکوب علیه طبقه کارگر تحمل می‌کند. بیانیه ترامپ، "زمان آن رسیده است که به دنبال رهبری جدید در ایران باشیم"، باید در این چارچوب درک شود.

در این متن، بسیج نظامی در حال وقوع ایالات متحده به سمت ایران نه گامی در جهت تغییر رژیم، بلکه به نیت راهبردی برای نظم بخشیدن، بازسازی و تثبیت جمهوری اسلامی، بدون خامنه ای، و در هر صورت بمنظور تغییر جناحی جمهوری اسلامی است تا اصلاحات ناشی از این تغییر از ظهور یک جنبش توده‌ای مستقل که می‌تواند هم حاکمان داخلی و هم مدیریت امپریالیستی را به طور یکسان از بین ببرد، جلوگیری کند.

**

پی‌نوشت - برای جزئیات بیشتر، به «کشمکش ایران-آمریکا و ما» رجوع کنید

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پسا پنجمعه سیاه: موانع و راه حل ها

فراخوان ١٨ دیماه، حمایت از ائتلاف راست

درباره خط سیاسی خسرو گلسرخی