محتملترین سناریو: فرصتی که نباید سوزاند
عباس گویا - ۱۲ فوریه ۲۰۲۶
با وجود پروپاگاندای جنگی هر دو سوی ماجرا و بسیج گسترده و کم سابقهٔ نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، مزدبگیران در غرب تمایل چندانی به شکلدادن یک جنبش فراگیر ضدجنگ نشان ندادهاند. آنچه احتمالاً شکل خواهد گرفت، نه یک جنبش تودهای ضدجنگ، بلکه مقاومت بقایای اسلام سیاسی و حمایت بخشی از ضدامپریالیستهای پرواسلامی در غرب است. در صحنهٔ سیاسی ایران نیز معادل این طیف را میتوان در حاشیههای سیاست دید؛ از ناسیونالیستهای دوآتشهٔ تودهای–اکثریتی گرفته تا دنبالهروان حکمتیستهای خط رسمی.
هدف آمریکا
چیست؟
نمیتوان از خودِ آمریکا کاتولیکتر بود؛ آنان آشکارا از «معاملهای خوب» با ایران سخن میگویند. به زبان ساده، هدف محتمل آمریکا استحالهٔ جمهوری اسلامی است. واشنگتن از هر تنشی که به بیثباتی مهارنشدنی و دخالت مستقل مزدبگیران در سیاست بینجامد پرهیز میکند. بهاحتمال زیاد، هماکنون نیز مذاکراتی در جریان است؛ نه صرفاً آنچه در سطح رسمی و بر سر میز هستهای دیده میشود، بلکه گفتوگوهایی با میانهروها و اصلاحطلبان درون ساختار. آیا چنین پروژهای عملی است؟ اگر خامنهای به هر شکل کنار گذاشته شود، آیا سپاه و بسیج دچار شکاف و آشوب نمیشوند؟ ابزار قطعی برای پاسخ نداریم؛ اما بدیهی است که مهار این نیروها بخشی از هر سناریوی استحاله خواهد بود.
صرفنظر از ارزیابی آمریکا، از سخنان اخیر مقامات رسمی—از جمله تأکید بر هیچ عقب نشینی و مشروعیت جنگ برای حق غنیسازی—میتوان دریافت که جمهوری اسلامی نیز از درگیری نظامی استقبال میکند؛ شاید آن را راهی برای گریز از بنبستهای همهجانبهٔ خود میبیند.
موضع
کارگری چیست؟
موضع هپروتی ضد جنگ یا صرفاً صلحطلبانه به هر قیمت نیست. آنچه در جریان است «جنگ» نیست؛ اگر درگیری نظامی رخ دهد، حسابشده و با اهداف سیاسی مشخص خواهد بود. هدف غرب مهار یا بیدندانکردن اسلام سیاسی است، نه رهایی تهیدستان ایران. برخلاف تبلیغات جنگفروشانهٔ نیروهای تودهایستی و اسلامی، چنین درگیریای—در صورت وقوع—از کنترل طرفین خارج نمیشود؛ همانگونه که در دو دههٔ گذشته نیز تقابلها در چارچوبهای معین مهار شدهاند. محدودهٔ حملات و خطوط عقبنشینی از پیش تعریف میشود.
وظیفهٔ ما
اما برهمزدن همین معادلهٔ از پیش مهندسیشده است. آمریکا و استحالهطلبان میپندارند
میتوان جمهوری اسلامی را دگرگون کرد و همزمان جامعه را آرام نگه داشت؛ بهشتی برای
رونق سرمایه بر دوش کار ارزان ساخت، تنها با چند اصلاح ظاهری. در برابر این پروژه،
باید فریبکاری هر دو سوی معامله را افشا کرد و خشم کارگرانی را که در پنجمعهٔ سیاه
دهها هزار کشته، مجروح و زندانی دادهاند، به نیرویی برای برهم زدن جزیره آرام تخیلی شان تبدیل کرد، به جنگ طبقاتی بمنظور کسب قدرت سیاسی.
شاید این هدف
بلندپروازانه به نظر برسد. اما همین «سنگ بزرگ» را میتوان با اتحاد طبقاتی و با
اتکا به همبستگی انترناسیونالیستی کارگران جهان بلند کرد. آری، ما خواهان مداخلهٔ «خارجی»
کارگران جهان هستیم. حتی اگر شانس ما برای پیشروی بهسوی قدرت سیاسی اندک باشد، همان
میزان اندک نیز برای تلاش کردن کافی است.
***
نظرات
ارسال یک نظر