پست‌ها

اورژانس: تنها کارگران میتوانند کرونا را با کمترین هزینه شکست دهند

  همانطور که میدانیم جمهوری اسلامی دست به یک کشتار دسته جمعی زده است که هم اکنون در حال وقوع است. هیچیک از دولتهای اروپائی - آمریکائی و بلوک چین - روسیه منفعتی در افشای جمهوری اسلامی و بازداشتن آن از ادامه این کشتار جمعی ندارند. رسانه های اروپائی و آمریکائی سکوت کامل کرده اند. جمهوری اسلامی از همان روز اول شیوع کرونا آگاهانه و عامدانه از کرونا بعنوان ابزار سرکوب کارگران و زحمتکشان استفاده کرد و امروز که خطر یک انفجار توده ای آنرا تهدید میکند در بالاترین ظرفیت خود راه کرونا را برای شیوع و کشتار روزانه احتمالا هزاران نفره باز گذاشته است. این فراخوانی رو به کارگران در ایران و تمام کسانی در خارج از ایران است که مایلند اقدام بلافاصله ای برای پایان دادن یا کاهش ابعاد خسارت جانی فاجعه جاری انجام دهند. اگر در برزیل دولت فاشیست بولسونارا به خواست خود در اقدامی مشابه دست به یک کشتار جمعی زده است، در ایران توده مردم زحمتکش از دو طرف زیر منگنه قرار گرفته اند. از سوئی جمهوری نکبت اسلامی با تحریم واکسنهای موثر عملا از واکسیناسیون سر باز زده و مرتکب کشتار جمعی شده است و از سوی دیگر تحریمهای اقتصا...

در دفاع از «اساس سوسیالیسم انسان است»

تصویر
مقدمه اگر جهش یا موتاسیون ژنتیکی را آگاهی بیولوژیکی و به این معنا ناخودآگاه انسان و از سوی دیگر خود آگاهی را کسبی بدانیم، آگاهی بیولوژیکی بصورت اتفاقی بوقوع میپیوندد و خودآگاهی نتیجه فعالیت هدفمند انسان است. آنچه انسان را به ایجاد رابطه اجتماعی میکشاند جبر تولید است، بعبارت دیگر جبر ناخودآگاه عمل میکند اما سازماندهی روابط معین تولید اجتماعی ناشی از خودآگاهی پراتیک شده است. مارکس میگوید : «آگاهی انسان‌ها نیست که چگونگی موجودیت‌شان را تعیین می‌کند، بلکه چگونگی موجودیت اجتماعی آنهاست که آگاهی‌شان را تعیین می‌کند.» [1] و همچنین میگوید :«هم برای تولید آگاهی کمونیستی در مقیاس وسیع و هم برای موفقیت خود هدف، تغییر انسانها در مقیاسی وسیع الزامی است، دگرگونی ای که فقط در یک پراتیک [انسانی] می تواند اتفاق بیفتد: انقلاب.» [2] (تاکیدها از من) پس سازماندهی تولید اجتماعی خواه در قالب سوسیالیسم یا سرمایه داری یا فئو دالیسم امری خود آگاهانه است. خودآگاهی بر موجودیت اجتماعی انسان تقدم ندارد اما همانطور که مارکس در مورد خودآگاهی کمونیستی تاکید میکند، خودآگاهی در برقراری رابطه اجتماعی نقش دارد . ...

در رجعت به مارکس

تصویر
 

اول ماه مه، "زندگی مرفه، آزادی، اداره شورائی"، کرونا

تصویر
گر ا یش ضد سرمایه داری کارگر در دیماه  96  و آبانماه  98  بر فضای اعتراضی در ایران مسلط شده است. یک ی   از  جلوه های اثباتی این حکم برگزاری گسترده مراسم  8  مارس امسال بود که تسلط سنت سوسیالیستی در مهمترین عرصه های اجتماعی را نشان داد. بنابراین دور از انتظار نیست که مراسم ماه مه امسال با استقبال فراوانی روبرو شود. مراسم اول ماه مه اما صرفا مراسم جشن یا برگزاری یک سنت سوسیالیستی کارگری نیست بلکه علاوه بر نمایش اتحاد و حضور طبقاتی کارگر، اول ماه مه سنتا مراسمی برای بلند کردن پرچم مطالبات جاری کارگران است. با توجه به ضدیت جمهوری اسلامی با این مراسم و تلاش برای پلیسی کردن فضای آن، اگر انگیزه بزرگداشت اول ماه مه صرفا بزرگداشت یک سنت کارگری باشد، این مراسم علی القاعده تنها فعالین جنبش کارگری را بخود جذب میکند. پس برای دخالت دادن گسترده کارگران در این مراسم لازم است با اتکا به سنتِ اول ماه، مطالبات جاری کارگران را به پرچم بزرگداشت اول ماه مه تبدیل کرد. حال با توجه به اینکه کارگران بازنشسته حی و حاضر خیابانها را در تصرف خود دارند و همچنین کارگران شاغل اعت...

برچسب نئولیبرالیسم ابزار تبرئه جمهوری اسلامی

مجید حسینی مشاور ردیف اول دزدها و کلاشان جمهوری اسلامی -- قالیباف -- در دقیقه  50؛2   یک سخنرانی* میگوید:   «هاروی بعنوان یکی از بزرگترین جامعه شناسان دنیا میگه من پنجاه سال در مورد نئولیبرالیسم کار کردم. نئولیبرالیزم چیز پیچیده ای نیست. نئولیبرالیسم تئوری نیست. نئولیبرالیسم یعنی  class consolidation . یعنی یک طبقه را  consolide   کنی. محکمش کن. کاری کن که اون طبقه در هیچ حالتی نبازد»   آنچه در این سخنرانی برای شنونده برجسته میشود نقل قول بالا نیست بلکه چهل دقیقه افشاگری توسط یک شخصیت خودی جمهوری اسلامی است و حتی آن افشاگری ها هم برای شنونده اهمیت ندارد. مهم احتمال یک شکاف جدی در جمهوری اسلامی است طوریکه یک عضو نظام را به افشاگری از مشتی بدیهیات واداشته است﮳ این مصاحبه اما نه قرار است چیزی را که مردم همین امروز نمیدانند به آنها بیاموزد و نه قرار است یک اپوزیسیون درونی جدید را معرفی کند. این مصاحبه صرفا حکم سوپاپ اطمینان را بازی میکند تا مردم با شنیدنش بهت زده شوند. حال که مردم از اصلاح طلب عبور کرده اند باید تصور کنند که یک اپوزیسیون جدید "رادیکال...

در پاسخ حامد خاکی

    خوشحالم که حامد خاکی در نوشته "چند کلمه راجع به بحث سلبی-اثباتی و نقد عباس گویا به این بحث"    بحثی رفیقانه ارائه داده است﮳ از فرصت استفاده میکنم نکاتی که در بحث اصلی مطرح نکرده بودم در پاسخ به حامد مطرح میکنم﮳ درک حامد از بحث سلبی – اثباتی در این جملات بخوبی بیان شده و بنظر من درک غالب حامیان این نظریه است: « مراحلی در دوران انقلابی هستند که بیش از هر چیزی دوران سلبی است ، هیچ نیرویی تا به عنوان نماینده سلب وضع موجود شناخته نشود، به عنوان نیرویی که پیشاپیش همه پرچم نفی وضع موجود را دست دارد شناخته نشود،  کسی به حرفهای هرچند زیبا و منطقی اثباتی‌اش گوش فرا نمی‌دهد .»  حامد پیشتر گفته بود  « به نظر من این بحث  بطور سوبژکتیو و عام نه تنها اشکالی ندارد بلکه  به شدت مارکسیستی  و درست  است » (تاکیدات در همه جا از من) ما در اینجا نیز با تحلیلی روبرو هستیم که فرضش تفکیک سلب از اثبات است. صحبت من اما بر سر این بود که اگر ما متد دیالکتیکی مارکس در شناخت را بکار ببریم، سلب و اثبات دو وجه تفکیک ناپذیر یک واقعه واحد هستند. بار اثبات مارکسیست...

به چه کسی و چه چیزی جواب میدهد؟

تصویر
    ایرج فرزاد ظاهرا در جواب به نوشته ای از من «درباره کمپین "نه به جمهوری اسلامی"» [1]   مطلبی با عنوان «حال که شوروی فروپاشیده است و کمونیسم کارگری متحزب نیست…» [2]  را در سایتهای مختلف منتشر کرده است .  به علاقمندان توصیه میکنم هر دو نوشته که لینکهایشان در زیر این یادداشت آمده است را بخوانند و جواب    این  سوالات را بیابند: 1)      یادداشت ایرج فرزاد چه ربطی به نوشته من دارد؟ 2)      مستقل از اینکه فرزاد جوابی به من داده باشد یا خیر، آیا یادداشت او معنا و محتوائی دارد؟ آنچه باقی میماند این است که نوشته ایرج فرزاد جواب به چه کس و چه چیزی است.   قریب   نیمی از نوشته او مقدمه ای کاملا بیربط به موضوعات مورد بحث است. تنها در یکی از پاراگرافهای بعدی و آنهم در نیمه های پاراگراف معلوم میشود که مطلب او از قرار و از جمله در جواب به نوشته من است. میگوید:  « عباس گویا به بهانه نقد کمپین “نه به جمهوری اسلامی” به کالبد شکافی “سوسیالیسم غیر کارگری” منصور حکمت و در پرده نقد بحث “سلبی – اثباتی” او...

درباره کمپین "نه به جمهوری اسلامی" – بخش پایانی

تصویر
  هنگامیکه یادداشت   «حمید تقوائی و ادعای بهبود شرایط زندگی مردم توسط جمهوری اسلامی»   را در اسفند ماه  96  منتشر کردم تصورش را هم نمیکردم که با عکس العمل  بشدت  هیستریک کادرهای استخوان خرد کرده حزب کمونیست کارگری ایران (حککا) روبرو شوم. هدف من از انتشار آن  یادداشت  افشای مواضع ضد کارگری حمید تقوائی در این جملات او در یک سخنرانی در انجمن مارکس سوئد بود:   «امروز یکی از مسئله پایه ای فقر است. فقر و فلاکت و مبارزه مردم با همین شعار شروع شد، وقتی ما به مذهب و مسئله زن اشاره میکنیم بنظرم یک بحث ساختاری تر، پایه ای تر، هویتی تر و جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهیم. منظورم این نیست که جبهه های دیگری وجود ندارند یا فقر و فلاکت بی اهمیت است. منظورم اینه که  جمهوری اسلامی رسما پای بی حقوقی زنان و مذهب ایستاده است، پای فقر نایستاده. جمهوری اسلامی مخالف بهبود شرایط مردم نیست. زورش نمی رسد، بحران دارد، ایت الله های میلیاردی اجازه نمیدهند ولی رسما و قانونن از مذهب دفاع میکند. رسما و قانونن از بی حقوقی زن دفاع میکند، بهمین خاطر پاشنه ٱشیل اش ...

درباره کمپین "نه به جمهوری اسلامی" (3)

تصویر
   منصور حکمت میگوید بحث سلبی و اثباتی بحثی بر سر یک متد است. میدانیم که این متد بر بنیاد نظری تفکیک سلب از اثبات نهاده شده است. اما صرفنظر از مبانی نظری این بحث، متد سلبی و اثباتی قرار است ما را به چه اهداف عملی برساند. سلبی ابزار چیست؟ اصولا نقطه عزیمت حکمت برای فرمولبندی این متد چیست؟ حکمت میگوید:  «میتوانیم به شيوه سلبى رهبرى کنيم و قدرت را با آن بگيريم.»  (جنبش سلبی و اثباتی)  پس مسئله بر سر کسب قدرت سیاسی است. برای کسب قدرت سیاسی باید رهبر "جنبش" شد. کدام جنبش؟ جنبش سرنگونی. چرا جنبش سرنگونی و چرا جنبش (سوسیالیستی) کارگری نه؟ برای اینکه جنبش سرنگونی عینیت دارد، خواست "مردم" است : « اگر جامعه ايران حاضر نباشد تا شعار "جمهورى اسلامى نه" برود، من و شما نميتوانيم به زور با هيچ شعار اثباتى بِبَريمش. ميگويد نميآيم!» (همانجا)  آیا جامعه ایران حاضر نیست با شعار اثباتی ما، سوسیالیسم، همراه شود؟ از گوینده عبارت  «زیپ پوست هر انسان شریف و منصفی را بکشی یک سوسیالیست از توش می آد بیرون»  (سخنرانی در استکهلم)   حال میشنویم که: «توده‌ها همه‌شان با هم ...