پست‌ها

در عكس العمل به سقوط عفرین: اشك تمساح برای كودك عفرین

تصویر
علت حمایت چپ ضد امپریالیست از عفرین دفاع از انسانیت درتهاجم وحشیانه تركیه به عفرین نبود. اگر چنین بود، این چپ باید خواستار عقب نشینی وای پی جی از عفرین از  همان روز اول  میشد چرا كه با عقب نشینی وای پی جی در دو ماه پیش، تركیه با دست انداز سختی برای حمله به عفرین مواجه میشد، بهانه ای برای حمله نداشت. پس تظاهراین چپ به اشك برای كودك عفرین فقط همین بود، تظاهر. این چپ نشان داده است كه متاسفانه ظرفیت چندانی در دفاع از انسانیت ندارد. در همین سوریه همزمان با عفرین تهاجم وحشیانه دیگری در فاصله نه چندان دوری از عفرین، توسط اسد و روسیه، در حال وقوع است و چپ ضد امپریالیست و حامی جناح سوریه ـ روسیه هیچ علاقه ای به جلوگیری یا حتی پخش خبری از كشتار كودكان غوطه شرقی نداشت و ندارد. دفاع از عفرین سیاسی بود. این چپ مدافع وای پی جی بود. سیاستی كه در درگیریهای جاری جانبدار جناح ایران ـ سوریه ـ روسیه است. این ادعا كه وای پی جی بهشتی بصرف بهشت برای ساكنین عفرین درست كرده بود، ادعائی پوچ بیش نیست. (همین ادعا را اسد در مورد بخشی از دمشق دارد). وای پی جی تا همین امروز نیز در اتحاد با جناح روسیه ـ...

آیا جنبش كارگری در ایران مستاصل است؟

تصویر
جواب كوتاه: خیر، ابدا نیست. جواب مفصل از قرار زیر است. فقر و فلاكت شدید  در ایران و ظهور شعار كنایه ای ”مرگ بر كارگر“ در كنار افزایش آمار خودكشی كارگران بدلیل فقر ممكن است به این ایده كه جنبش كارگری در ایران در موقعیت حاد تدافعی قرار گرفته و مستاصل است دامن بزند. بنظر من كارگری كه بخواهد خودكشی كند، اهل خیابان رفتن و شعار دادن نیست، او میرود خودكشی اش را میكند! حتی اگر از نظر روانشناسی هم به این پدیده نگاه كنیم، انسانی كه در حد خودكشی مستاصل است انگیزه ای برای خیابان رفتن و اعتراض ندارد. برای اعتراض باید دریچه ای از امید باز باشد. كسی كه به خیابان میرود و شعار    میدهد آنقدر به زندگی دل بسته است كه حاضر شده باشد برای یك زندگی بهتر پا به عرصه مبارزه بگذارد. چنین كارگری حتی اگر شعارِ رقت انگیز و تدافعی "مرگ بر كارگر"    را هم بدهد، بدنبال بهبود زندگی است منتها به شیوه ترحم طلبی. این نفس ترحم خواهی است كه غیر قابل دفاع است و بدرجاتی نشانی از استیصال او را دارد اما این بهیچوجه آخر خط نیست. از رواشناسی كه بگذریم، طرح شعار ترحم جو ناشی از یك گرایش سازشكارانه ...

"استیون هاوكینگ: سوسیالیستی كه میخواست به ستاره ها سفر كند!"

 عباس گویا تیتر بالا عنوان مقاله ای در "ان وای تید" نشریۀ چپگرائی است كه در كشورهای اروپای شمالی بزبان سوئدی منتشر میشود[١]. آشنائی من با هاوكینگ البته از سر سیاست یا آرمانهای سوسیالیستی او نبود. من نیز مانند اغلب كنجاوان به علم فیزیك و دوستداران هاوكینك از طریق كتاب "تاریخ مختصر زمان" با استیون هاوكینگ آشنا شدم و از ابتدای دهه نود میلادی بكرات به او رجوع كردم. همانند میلیونها نفر دیگر كه اسم هاوكینك برایشان به یك نام خانگی تبدیل شد، نام او جزئی از آرایش خانه ام شد. دیروز صبح اول وقت با شنیدن خبر فوت او گوئی آشنائی نزدیك را از دست دادم، گوئی فردی كه نه عضوی از خانواده اما در خانه ام زندگی میكرد و به او خو گرفته ام را از دست دادم. متاثر، متاسف و غمگین شدم. بفاصله كوتاهی پس از آن روی دیوار فیسبوكم در یادبود دو دوست دیرینه ام نوشتم: ١٤ مارس: دو متفكر بزرگ و بیخدا فوت كردند. كارل ماركس ١٨٨٣، استیون هاوكینگ ٢٠١٨. یاد و كارهایشان همیشه زنده باد! یك دوست مجازی معترضانه عكس العمل نشانداد و گفت كه بصرف بیخدا بودن هاوكینگ نباید او را با ماركس مقایسه و همتراز كرد. نوشتم كه اول...

عفرین، قوتا: تقسیم اشكها

تصویر
  نمیدانم چقدر از حكایت "بهشت" عفرین صحت داشته باشد. اما صرف اینكه عفرین در جنگ خانمانسوز شش هفت ساله در سوریه درگیر نبوده است آنرا از سایر مناطق سوریه متمایز میكند. این ادعا كه غرض از تهاجم فاشیستی اردوغان به عفرین جلوگیری از سرایت "بهشت" به تركیه است، اغراق    آمیز بنظر میاید البته اگر آنرا در اساس پروپاگاندای وای پی جی تلقی نكنیم. نباید فراموش كرد كه وای پی جی طی سالهای ٢٠١١ به بعد با دیپلماسی متداول ناسیونالیستهای كرد یعنی سازش با دولت مركزی بنفع    حاكمیت محلی توانست پس از خروج نیروهای اسد و با سركوب مخالفین اسد اتوریته خود را بر مناطق كردنشین تثبیت كند. هدف اسد از اقدام فوق اجرای سیاست تفرقه بینداز و حكومت كن بود چرا كه اگر ناسیونالیست های كرد همراه با تودۀ ناراضی با دولت اسد درگیر میشدند، شانس بقای حاكمیت اسد بشدت تنزل پیدا میكرد. سوال اینست كه چرا امروز دولتهای سوریه و روسیه اولا اجازه ورود ارتش تركیه به سوریه را صادر كردند و ثانیا اگر بر فرض محال تركیه بدون توافق با آنها وارد سوریه شد، چرا بكمك یار غار خود، وای پی جی، نمیشتابند؟ جواب این سوال نیز كلاسیك...

حمید تقوائی و ادعای بهبود شرایط زندگی مردم توسط جمهوری اسلامی

تصویر
   حمید تقوائی  در "انجمن ماركس" سوئد :  « ا مروز یکی از مسئله پایه ای فقر است. فقر و فلاکت و مبارزه مردم با همین شعار شروع شد، وقتی ما به مذهب و مسئله زن اشاره میکنیم بنظرم یک بحث ساختاری تر، پایه ای تر، هویتی تر و جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهیم. منظورم این نیست که جبهه های دیگری وجود ندارند یا فقر و فلاکت بی اهمیت است. منظورم اینه که  جمهوری اسلامی رسما پای بی حقوقی زنان و مذهب ایستاده است، پای فقر نایستاده. جمهوری اسلامی مخالف بهبود شرایط مردم نیست. زورش نمی رسد، بحران دارد، ایت الله های میلیاردی اجازه نمیدهند  ولی رسما و قانونن از مذهب دفاع میکند. رسما و قانونن از بی حقوقی زن دفاع میکند، بهمین خاطر پاشنه ٱشیل اش هستت.  شما برای فقر بجنگید حکومت ممکن است نصف مجلسش هم بیاید در خیابان کنار شما راه برود ولی علیه مذهب بجنگید ببینید چند نفر میٱیند .  ...   شما میگویید بر علیه فقر روحانی هم میگوید "لعنت بر فقر، من هم علیه فقرم ، اینها نمیگذارند تعامل اقتصادی با غرب داشته باشیم که فقرت را جواب بدم" . میاردش تو اون کانال. مبارزات قطبی نمیشود. ...

١٧ دیماه ١٣۵٦ و ٧ دیماه ١٣٩٦

تصویر
  هیچگاه خواندن این یادداشت "سرنوشت ساز" برایم اهمیت نداشت. دیشب برای اولین بار بهش برخورد كردم، هم خود مقاله و هم داستان  رسمی  پشت پرده اش را خواندم كه راست یا دروغ آن از این قرار است: میگویند فرهاد نیكوخواه --با نام مستعار احمد رشیدی مطلق-- بدستورمحمد رضا پهلوی مقاله ای بدون ارزش محتوائی، صرفا بمنظور پروپاگاندا با تیتر "ایران و استعمار سرخ و سیاه" سرهم میكند. محمد رضا پهلوی ظاهرا انجام اینكار را بعهده آموزگار و یا هویدا سپرده بود. هویدا كه در آن زمان وزیر دربار بود در رقابت با (یا از سر كاردانی نسبت به) آموزگار ــ كه در آن ایام نخست وزیر بود اما تجربه چندانی برای اجرای "فرمان ملوكانه" نداشت ــ نیكوخواه ــ كه كارمند مطبوعاتی خودش در دربار بودــ را موظف به نوشتن این مقاله میكند و پس از نگارش آنرا با مهر و موم دربار برای وزیر اطلاعات میفرستد. دلیل دستور العمل شاه اینبود كه عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه وقت از طریق سفیر ایران در عراق مطلع میشود كه خمینی سلطنت پهلوی را غیر شرعی اعلام كرده بود. خمینی حدود دو ماه پیش از آن در اول آبان فرزندش مصطفی را  از دست...

نرخ دستمزد ـ بروز شده

تصویر
  توضیح: ورژن اول نوشته زیر در  اواخر مهر ماه سال جاری در سطح محدودی منتشر شد. از آنهنگام تا امروز ١) كارگران در ایران در حالی وارد مذاكره، یا بهتر، وارد مبارزه با كارفرما برای تعیین نرخ دستمزد شده اند كه شرایط انقلابی بر جامعه حاكم است ٢) حداقل دستمزد در همین دوماهه گذشته، بدلیل افزایش سی و چند درصدی نرخ دلار آمریكا بیش از  ۵ ٠ دلار در ماه كاهش یافته است. این پدیده خود را در افزایش سرسام آور قیمت مایحتاج روزمره نشان داده است. ٣) ضمن اینكه این نوشته از نظر ساختار نظری یكسان مانده است اما استدلال مركزی آن بكمك نقل قولهائی از صفحه فیسبوك جمشید هادیان، مترجم كاپیتال ماركس، منسجم تر شده اند. امید است این یاداشت بروز شده كمكی به اعتلای گفتمان نرخ دستمزد تا سطح كنترل كارگری بر كارخانجات و محل كار باشد چرا كه ملاك تعیین نرخ دستمزد یك زندگی شرافتمندانه است، چه با كارفرما و چه بدون او. _________________________________________ كارگر بعنوان یك طبقه، قوه كارش را به چه قیمتی باید بفروشد؟ پاسخ این سوال موضوع مجادله كارگر و كارفرما در حداقل دو قرن گذشته بوده است. به جرات میتوان گفت كه ...

من چپ نیستم

تصویر
  هیچگاه با هویت "آتئیست" كنار نیامدم. مدت كوتاهی آنرا با خود حمل كردم اما چند سال پیش (٢٠١٢)  به این نتیجه قطعی رسیدم كه نمیتوانم خود را آتیئست معرفی كنم، كه من آتئیست نیستم، كه نقد ماركس از مذهب بسیار عمیق تر از نقد آتیسم به مذهب است. نمیتوانم منكر شوم كه نقطه عزیمت من در به زیر سوال بردن آتئیسم بٌعد نظری آن نقد به مذهب نبود بلكه مشاهده ام از گروهبندیهای سیاسی بود.  اینرا میدیدم كه  نژادپرستان غربی آتئیست اند. چگونه ممكن است "هویت"  نظری مشتركی با نژادپرستان در ضدیت با مذهب داشته باشم؟ این نقطه آغازی برای من شد تا شناخت خود از نقد ماركس به مذهب را عمیق تر و نهایتا به این نتیجه برسم كه من هیچگاه آتئیست نبوده ام. نه تنها نقد ماركس از مذهب در سطح نظری برتری غیر قابل مقایسه ای بر آتئیسم دارد كه نمیتوان هم مننقد ماركسی مذهب و هم نژادپرست بود . امروز به نتیجه دیگری رسیدم كه در مقایسه با انتخاب نوع نقد به مذهب، پیچیده تر و هویتی است. "چپ" بعنوان چتری كه تمام مكاتب نظری لیبرالیسم، سوسیال دمكراسی، دمكراسی خواهی، فمینیسم، سبز محیط زیستی، ناسیونالیسم، رفرمیسم، آنار...

چگونه میتوان زندانی سیاسی را آزاد كرد

تصویر
پس از فروكش اعتراضات خیابانی، اصلی ترین خواست و شعار گروهها، سازمانها و تجمعات مختلف  معترضین به جمهوری اسلامی، آزادی زندانیان سیاسی است. طبق آمار رسمی، از هنگام آغاز اعتراضات تا كنون حول و حوش چهار هزار نفر دستگیر شده اند. ظاهرا تعدادی از آنها "خودكشی" كرده اند و تعدادی دیگر "خود جسد" شده اند. همینجا باید خاطر نشان كرد كه جمهوری اسلامی بجای اعلان رك و راست كشتار زندانیان، ابلهانه تلاش كرده است جنایات خود را پشت "خودكشی" زندانیان مخفی كند. همین واقعیت نشان میدهد كه اسلحۀ كشتار برای ارعاب برائی ندارد، بر عكس، این جمهوری اسلامی است كه مرعوب خشم زحمتكشان بپا خاسته ایست كه در عرض ١٠ روز پایه های حكومتش را به لرزه انداختند . اشكال اعتراضات جاری برای آزادی زندانیان سیاسی شامل  فشار مستقیم به جمهوری اسلامی در داخل ایران  در تجمعات اعتراضی خانواده های دستگیرشدگان در مقابل زندانها، خصوصا زندان اوین میشود. همچنین  تلاشهائی برای فشار دیپلماتیك یا لابی گری در گوشه كنار دنیا صورت گرفته است. آیا  صرف  این اشكال مبارزاتی میتوانند زندانیان را از سیاهچالهای جمهوری اسلامی ب...